تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


قشنگترین دختر

     
    فاصله ی دخترک تا پیرمرد یک نفر بود

    روی نیمکتی چوبی روبروی یک آبنمای سنگی
    پیر مرد از دختر پرسید
    غمگینی؟

    نه -
    مطمئنی؟ -
    نه -
    چرا گریه می کنی؟ -
    دوستام منو دوست ندارن -
    چرا؟ -
    چون قشنگ نیستم -
    خودشون اینو بهت گفتن؟ -
    نه -
    ولی تو خیلی زیبایی.

    -جدی میگی؟

    -اره تو واقعا زیبایی.

    دخترک شادمان شد و سریع نزد دوستان رفت.

    پیر مرد عصای سفیدش را در آورد و به راهش ادامه داد.

    با چند کلمه ساده می توان دیگران را به زندگی امیدوار کرد.

    به همین سادگی ...........                     

                                    Emoticon


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : ,
    قشنگترین دختر

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز جمعه 30 تير 1396

تبلیغات

جهت سفارش تبلیغات با ایمیل زیر در ارتباط باشید
mohsen_msl@yahoo.com

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر